أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
453
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ايشان كرد « 1 » و اكثر اهل علم اين را سورتى ديگر شمارند و « بسم الله » گويند و از صادق عليه السّلام روايت است كه : در يك ركعت جمع نكنند ميان دو سوره مگر « وَ الضُّحى » « و أَ لَمْ نَشْرَحْ » و « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ » و « لِإِيلافِ » كه جمع بايد كرد و برين قول معنى اين باشد كه : خداى تعالى منّت نهاد بر قريش و گفت : من ايشان را در وقتى كه ديگران گرسنه بودند طعام دادم ، و ديگران ترسان بودند ايشانرا از دشمن ايمن گردانيدم تا بىخوفى و ترسى در هر سالى دو سفر ميكردند : يكى در تابستان و يكى در زمستان ؛ بايد كه قريش براى آنكه خداى الفت داد ايشان را با سفر كردن و بيم و وحشت و خوف از دل ايشان زايل كرد تا ايشان در زمستان از بهر تجارت بيمن ميرفتند و در تابستان بشام ؛ شكر اين نعمت را بايد « 2 » كه خداى را پرستند و عبادت و بندگى وى را بجاى آرند آن خداى كه خداوند اين خانه است يعنى كعبه ، آن خداى كه ايشان را طعام داد از گرسنگى عظيم و قحطى سخت كه ايشان را بود و أيمن گردانيد ايشان را از ترسى عظيم كه خوف اصحاب الفيل بود و از خوف دشمنان كه در حضر و در سفر أيمن بودند . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : خداى تعالى از فرزندان اسماعيل بنى كنانه را برگزيد ؛ و از بنى كنانه قريش را ؛ و از قريش بنى هاشم را ؛ و از بنى هاشم مرا . مفسّران گفتند كه : قريش در مكّه كم مقام « 3 » كردندى براى آنكه در وى آب و گياه و كشت و بوستان نبود ، معيشت ايشان از تجارت بود هيچ كس ايشان را تعرّض نكردى و گفتندى : ايشان اهل حرم خدايند و همسايگان خانهء خدايند ، و اگر حرمت حرم نبودى كار بر ايشان دشوار بودى تا چنان شد كه در بلاد يمن و شام خداى تعالى
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « بر اين قول لام تعلّق دارد بقوله [ فَجَعَلَهُمْ ] أى جعل هلاك أصحاب الفيل سببا لايلاف قريش و نظاما لاحوالهم ؛ و اين قول حسن و مجاهد است » . ( 2 ) - كذا در نسخ ؛ پس اين : « بايد » تأكيد براى « بايد » سابق است . ( 3 ) - مقام بضمّ ميم مصدر ميمى است بمعنى اقامت .